حقوق نخست وزیر دوران دفاع مقدس چقدر بود؟
کد خبر: ۴۷۷۵۷۹
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۴
یکی از کسانی که در نخست وزیری آن زمان کار می کرد می گفت یک روز آقای نخست وزیر چکی به من داد که نقد کنم؛ دیدم مبلغش سه هزار و پانصد تومان است. رفتم به نخست وزیر گفتم انگار شما اشتباه کرده اید؛ من کارمند شما هستم و پنج هزار تومان می گیرم و شما برای خودتان سه هزار و پانصد تومان نوشته اید. نخست وزیر گفت برو همین چک را نقد کن زیرا من باید درد مردم جنوب شهر را بدانم.
سید کاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش دولت چهارم جمهوری اسلامی ایران، با تأکید بر اینکه در دهه شصت هیچ کس به فکر منفعت نبود، گفت: با تغییر شرایط، دستگاه های مختلف دیدند که هم می شود روزه گرفت و نماز خواند و هم ماهیانه 50 میلیون تومان حقوق گرفت و گفت به من ربطی ندارد که بعضی ها دو میلیون حقوق می گیرند.
 
مشروح این  گفت و گو را در ادامه می خوانید:

رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیر خود ویژگی مسئولین دهه شصت را بی اعتنایی به دنیا و اهتمام به خدمت دانستند. به نظر شما چرا در شرایط امروز رهبر معظم انقلاب این موضوع را مطرح کردند و تأکید داشتند که باید آن دوران را به یاد بیاوریم؟
این تربیت شدگان، از صمیم دل قرآن کریم و مطالب پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) را پذیرفته بودند و یقین داشتند که زندگی این دنیا بی ارزش و بی مقدار بوده و مهم زندگی بعدی است؛ قبول کرده بودند که ما ابدی هستیم و آن ابدیت را مورد توجه قرار داده بودند. لذا زندگی این دنیا برای آنها اهمیت نداشت.
مرحوم دکتر سید مصطفی کیایی در دو سال آخر وزارت آموزش و پرورش با من همکار بود. ایشان سال 64 معاون اداره بهداشت همدان بود و 24 هزار تومان حقوق می گرفت. ما ایشان را برای معاونت مالی وزارتخانه به تهران دعوت کردیم. حقوق این بزرگوار 10 هزار تومان کم شد. من در دو سالی که با ایشان کار کردم هرچه خواهش کردم از پول هایی که نخست وزیر در اختیار ما می گذارد لااقل ماهیانه هزار تومان به ایشان بدهم، گفت من سرباز انقلاب هستم و دنبال این چیزها نیستم.
دوستان دیگری که با من کار می کردند مثل مرحوم جعفر علاقمندان یا کسانی که الآن هستند مثل دکتر فانی، دکتر سید احمد زرهانی و افراد دیگری که هستند، وقتی می خواستند مأموریت بروند زیر برگه مأموریتشان «بدون حق مأموریت» می نوشتند. اینها باور پیدا کرده بودند که زندگی دنیا موقت و گذران است و آن دنیا را باید آباد کنیم که جاودان و باقی است.
قبح دنیاطلبی و قدرت خواهی و پول دوستی از بین رفته است
وقتی جلوتر آمدیم اشتباهاتی در کارها شد و کسانی که کشور را اداره می کردند نخواستند که امثال این افراد نظر بدهند که نمایندگان چطور وارد مجلس شوند. با این پول هایی که الآن بعضی از نمایندگان برای راه یابی به مجلس خرج می کنند یا در دوره های قبل خرج کرده اند و بده بستان هایی که با بعضی مسئولین دارند که چند دوره نماینده بمانند، قبح دنیاطلبی و قدرت خواهی و پول دوستی از بین رفته است.
مسئولین کم کم به این نتیجه رسیدند که تجمل گرایی چیز خوبی است و پول برای آنها ارزشمند شد. مهمترین ضربه را هم دوره احمدی نژاد زد که وقتی به عنوان مثال ایشان در سال آخر مسئولیت به وزیران خود 50 سکه و 100 سکه داد، مردم این عمل او را در روزنامه ها خواندند، آرام آرام دیدند دنیا هم آن چنان که می گفتند بد نیست؛ اینها هم مدعی ارتباط با امام زمان (عج) هستند و هم دنیایشان را دارند، ما چرا نداشته باشیم؟ البته رسانه های خارجی و تبلیغات خارجی هم بی تأثیر نبودند.
به علاوه اینکه مسئولین و مدیران ارشد جامعه هرگز به فکر تشویق افرادی که خوب و درست کار کردند نبودند. در طی این 30 سال من ندیدم کسی را در رادیو و تلویزیون معرفی کنند که این آقا یا خانم، در فلان پست، با کمال سلامت کار و زندگی کرده است تا مردم اینها را بشناسند. تا من و امثال من بیاییم و بگوییم سید مصطفی کیایی ها علی رغم اینکه 10 هزار تومان حقوقش کم شده بود، هرچه خواهش کردم یک قران هم از من نگرفت.
با تغییر شرایط، دستگاه های مختلف دیدند که هم می شود روزه گرفت و نماز خواند و هم ماهیانه 50 میلیون تومان حقوق گرفت و گفت به من ربطی ندارد که بعضی ها دو میلیون حقوق می گیرند!
 
بهترین راهی که بتوانیم دوباره روحیه مدیران را به آن دوران برگردانیم چیست؟
پاسخ این سؤال خیلی مشکل است. کار ساده ای نیست که ما بتوانیم آن روحیه را برگردانیم و یک تصمیم قوی می خواهد تا واقعا و صد در صد زندگی تمام کسانی که مسئول هستند این طور شود. ریاست جمهوری، دستگاه قضایی، قوه مقننه و حتی دفتر مقام معظم رهبری باید با هم تصمیم بگیرند که این شرایط را به یک شرایط مناسب تبدیل کنند تا مردم دیگر احساس نکنند که یک مسئول 10 تا 20 برابر کارمند معمولی حقوق می گیرد. زمانی که من وزیر بودم 10 هزار تومان حقوق می گرفتم و کارمند من سه یا چهار هزار تومان می گرفت.
حقوق نخست وزیر دهه شصت چقدر بود؟
یکی از کسانی که در نخست وزیری آن زمان کار می کرد می گفت یک روز آقای نخست وزیر چکی به من داد که نقد کنم؛ دیدم مبلغش سه هزار و پانصد تومان است. رفتم به نخست وزیر گفتم انگار شما اشتباه کرده اید؛ من کارمند شما هستم و پنج هزار تومان می گیرم و شما برای خودتان سه هزار و پانصد تومان نوشته اید. نخست وزیر گفت برو همین چک را نقد کن زیرا من باید درد مردم جنوب شهر را بدانم.
همه کسانی که با این افراد کار می کردند تحت تأثیر این فضا بودند. از طرف دیگر هم می دانستیم تشکیلات امام بسیار کوچک و حدود 30 نفر است. فیدل کاسترو وقتی که منزل امام را دید تعجب کرد و به یادگار امام گفت کشور شما از این اتاق کوچک رهبری می شده است؟ و با تأسف گفت شما نتوانسته اید این را در جهان تبلیغ کنید.
 
منبع: جماران
نام:
ایمیل:
* نظر:
چندرسانه‌ای
ببینید
بشنوید
پیشنهاد ویژه
آخرین اخبار